عارف:امیدوارم اين بار آقاي خاتمي هم رئيس جمهور شوند و هم رهبري اصلاحات را بپذيرند
معاون اول دولت اصلاحات در دیدار با اعضای «پويش دعوت از خاتمي» گفت:«من نگرانم و فكر ميكنم كه براي حل اين نگراني و پيروز شدن تفكر اصلاحات بايد به سمتي حركت كنيم كه به راهحلي منطقی دست يابيم. نظر صريح من اين است كه راهحل ما آقاي خاتمي است. بهترين راه براي تسريع اجماع و پيروزي اصلاحطلبان نامزدي آقاي خاتمي در انتخابات است و خوشبختانه احساسم اين است كه احتمال آمدن آقاي خاتمي بيش از نيامدن ايشان است و هرچه پيش ميرويم احتمال نامزدي ايشان افزايش مييابد. ما نامزدي بهتر از آقاي خاتمي نداريم و بايد هرچه در توان داريم براي آوردن و پيروزي چشمگيرتر ايشان به كار بگيريم. »
به گزارش پایگاه خبری یاری، محمدرضا عارف ضمن برشمردن امتيازات خاتمي، با ارائه تحليلي از شرايط ویژه داخلي و خارجي كشور بر لزوم نامزدي هرچه زودتر او تأكيد كرد و به پيامدهاي مثبت نامزدي او پرداخت.
در ابتداي این دیدار اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» به نمایندگی از قریب به 5 هزار عضو «پویش» و بیش از چهل هزار نفری که تاکنون با امضای طومارهای «پویش» به این جریان پیوستهاند، گزارشی از فعاليتهاي خود از جمله رايزنيها، ديدارها و مصاحبهها، سايت «موج سوم»، طومار الكترونيك و كاغذي دعوت از خاتمي و نشستها و همايشهاي پيش رو ارائه كردند و از دکتر محمدرضا عارف خواستند به فعاليتهاي خود در تشويق خاتمي براي حضور در انتخابات با انگيزه و توان بيشتري ادامه دهد.
گزارش تفصيلي مهمترين نكات مطرحشده توسط دکتر محمدرضا عارف در اين ديدار در پي ميآيد:
«در فضايي كه متاسفانه روند مسائل سياسي در كشور ما به سمت بيتفاوت كردن جوانها و اگر بخواهيم به صورت بدبينانه قضاوت كنيم بدبيني جوانها نسبت به آرمانهاي انقلاب پيش ميرود، هر حركتي كه به نوعي جوانها را در زمينههاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي به صحنه وارد كند، واقعاً ارزشمند است و اقدامات «پويش دعوت از خاتمي» نيز بسيار ارزنده است و انشاءالله اثرگذار خواهد بود، آنهم در شرايط خاصي كه احساس سكون، خمودگي، بيتفاوتي و زدگي را در جوانها، دانشجويان و محصلان و... مشاهده ميكنيم.
براي هرگونه فعاليت موثر بايد درك روشني از شرايط كشور داشته باشيم. ما در نظامي فعاليت ميكنيم كه بنيانگذار آن در كنار تلاش براي پياده كردن اسلام، محور همه فعاليتها و حركت انقلاب و جمهوري اسلامي را «مردم» ميدانستند. اصلاحات نيز تداوم طبيعي انديشه حضرت امام بود تا مردم را در صحنه نگه دارد؛ انديشه و جرياني كه از يك سو بر جمهوريت نظام تأكيد داشت و از طرف ديگر باور داشت اسلام با مردمسالاري كاملاً سازگار است. خوشبختانه در سال 76 هم مشخص شد كه مردم با اين تفكر سر سازگاري دارند. به هر حال هشت سال اين تفكر حاكم شد و بهرغم همه بيمهريها و مشكلات و ضعفها، دستاوردهاي بسيار مهمي داشت. بذر دستاوردهاي دولت نهم كه در برابر ناكاميهاي آن ناچيز است نيز در دولت اصلاحات كاشته شده و حاصل بسترسازي اصلاحطلبان در همه حوزهها بود. براي نمونه فاز 6، 7 و 8 عسلويه و پارس جنوبي كه چند هفته پيش افتتاح شد طبق برنامه دولت اصلاحات قرار بود در سال 85 افتتاح شود ولی الان افتتاح ميشود و آن هم به صورت ناقص.
به اعتقاد من، توانايي دولت خاتمي ناشي از ديد وسيع رئيس دولت، يعني شخص آقاي خاتمي بود. من به هيچوجه قبول ندارم كه آقاي خاتمي در زمينههاي اقتصادي از فرهنگي ضعيفتر است. رئيس جمهور نبايد و نميتواند در همه زمينهها متخصص باشد؛ آنچه مورد نياز است داشتن بصيرت، ديد عميق و جامع و موثر است تا بتواند نظرات دقيق و كارشناسي را هضم و جمعبندي كند و تصميم بگيرد و من حقيقتاً اين ويژگي را در آقاي خاتمي سراغ دارم.
در شرايط كنوني نيز ما به عنوان كساني كه معتقديم اصلاحات، استمرار انقلاب اسلامی است و اگر اصلاحات حاكم شود هم پاسخگوی دغدغه دينمداران و متدينين است و هم مطالبات طرفداران مردمسالاری، توسعه و اعتلاي كشور را تأمین میکند و به معيشت و نياز مردم پاسخ ميدهد، بايد بكوشيم بار ديگر در انتخابات پيروز شويم و اين پيروزي با حضور آقاي خاتمي قطعیتر ميشود. البته من هم موافقم كه قبل از فرد بايد در مورد تفكر سخن بگوييم، اما روشن است كه تفكر اصلاحات با آمدن آقاي خاتمي احتمال پيروزي بيشتري دارد. به نظر من دلسوزان انقلاب بايد بر روي اين مساله كار كنند و براي مردم اين مساله را جا بيندازند كه اگر ميخواهند خواستههاي آنها تامين گردد و از خون شهدا و آرمانهاي انقلاب پاسداري شود و مردمسالاری دینی حاکم شود، راهي جز پيروزي تفكر اصلاحات وجود ندارد. اگر اين مساله جا بيفتد كار ما سادهتر ميشود و مشاركت مردم در انتخابات و احتمال پيروزي اصلاحطلبان افزايش مييابد.
همچنين روشن است كه اگر در شرايط عادي قرار داشتيم، به دنبال آقاي خاتمي كه مهمترين سرمايه اصلاحطلبان هستند و پيش از اين نيز دو دوره رياست جمهوري را بر عهده داشتند نميرفتيم و ميكوشيديم كه آقاي خاتمي به عنوان رهبر اصلاحات، رئيسجمهورساز باشند نه اينكه خود رئيسجمهور شوند. اما همه ميدانيم مجموعه شرايط و عوامل موجود موجب شدهاست كه باز از آقاي خاتمي بخواهيم كه براي ايران و اصلاحات بيايند. البته اميدواريم كه اين بار آقاي خاتمي هم رئيس جمهور شوند و هم رهبري اصلاحات را بپذيرند. چراكه يكي از نقدهاي وارد به آقاي خاتمي اين بود كه ايشان از پذيرش رهبري اصلاحات امتناع كردند و به اين مسئولیت تمكين ننمودند و همين باعث شد در جبههاي كه تفكري مترقي و منبعث از انقلاب دارد، به نوعی بلاتکلیفی حاکم شود.
مسأله نامزدي من هم تنها در شرايطي مطرح است كه آقاي خاتمي نيايند. من تا به حال براي هيچ پستي كانديدا نبودهام و هميشه هم آرزو داشتهام كه مسووليت از سر من رفع شود ولي هر وقت پيشنهادي شده و احساس كردهام با توان ناچيزم ميتوانم در راستاي اهداف نيكوي انقلاب و مردم گام بردارم ابايي از پذیرش آن نداشتهام. امروز نيز تنها به اين دليل براي نامزدي در انتخابات رياست جمهوري ابراز آمادگي كردهام كه اصلاحطلبان فعالتر شوند و زودتر به يك اجماع و تصميم برسند و البته تاكيد كردهام تنها در شرايطي شايد بيايم كه آقاي خاتمي نيايد. من معاون اول و وزير و رئيس سازمان مدیریت و برنامهریزی ايشان بودهام و هميشه به همكاري با ايشان افتخاركردهام.
نگراني اصلي من اين است كه اتفاق سال 84 تكرار شود. همه دم از اجماع ميزنند و همگي هم بر اين باور هستند كه اگر اجماع نكنيم شكست ميخوريم، اما در عمل آنچنان كه بايد اقدامات لازم را انجام نميدهند. اصلاحطلبان عموماً از اجماع سخن ميگويند اما برخي اجماع را تا زماني قبول دارند كه به آنها ختم شود. من نگرانم و فكر ميكنم كه براي حل اين نگراني و پيروز شدن تفكر اصلاحات بايد به سمتي حركت كنيم كه به راهحلي منطقی دست يابيم. نظر صريح من اين است كه راهحل ما آقاي خاتمي است. بهترين راه براي تسريع اجماع و پيروزي اصلاحطلبان نامزدي آقاي خاتمي در انتخابات است و خوشبختانه احساسم اين است كه احتمال آمدن آقاي خاتمي بيش از نيامدن ايشان است و هرچه پيش ميرويم احتمال نامزدي ايشان افزايش مييابد.
البته بهعنوان دوست آقاي خاتمي و كسي كه به ايشان ارادت دارد اگر ميخواستم مصالح شخصي ايشان را لحاظ كنم به ايشان ميگفتم كه نبايد بيايد و به فعاليتهاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي خود ادامه دهد و خود را به دردسر نيندازد، اما ما وقتي محور يك جريان شديم و سرنوشت ديگران به تصميم ما گره خورد ديگر نميتوانيم بر مبناي نظرات و مسائل شخصي خود تصميم بگيريم و حق نداريم مسائل شخصي خود را در اولويت قرار دهيم. قطعاً نظر آقاي خاتمي هم همين است و ايشان اگر احساس كنند كه مسئوليت و تكليفي دارند، حتماً به آن عمل خواهند كرد و به نظر من اين مسئوليت ايجاب ميكند كه ايشان بيايند و به طور طبيعي نيز روي ايشان اجماع حاصل میشود.
شرايط حساس و شكننده كشور ايجاب ميكند كه تفكر اصلاحات بر صدر بنشيند، اما اصلاح روندهاي نامناسب فعلي كار مشكلي است و ظرف يك دوره چهارساله ممكن نيست. يعني در دولت بعد هر كس روي كار بيايد كارنامه درخشاني براي ارائه در پايان دوره نخواهد داشت، البته متوقف كردن روند نگرانكنندهي فعلي خود دستاورد بسيار مهمي است و اصلاحطلبان بايد براي دستيابي به آن بكوشند در انتخابات پيروز شوند. توسعه كشور و اصلاح زيرساختها مثل گندم نيست كه امروز بكاريم و شش ماه بعد برداشت كنيم. اگر امروز تصميمي گرفته شود آثار مثبت آن چند سال بعد مشاهده خواهد شد و آثار عملكرد اين دوره كه متاسفانه در اكثر بخشها منفي بوده است، در دولت بعد خود را نشان خواهد داد. ولي بهرغم اينها، براي اينكه روند اصلاح شود و دولت پاسخگوي نيازها باشد معتقديم بايد اصلاحات بيايد و اتفاقاً ضرورت اصلاح بيشتر شده است و آقاي خاتمي هم به خاطر مصالح كلان كشور باید بیایند.
البته نميخواهم مطرح كنم كه اگر آقاي خاتمي به هر دليل نيايند كس ديگري وجود ندارد، اما ترديدي نيست كه آقاي خاتمي از هر گزينه ديگري انتخاب بهتري است. شايد اگر چند ماه قبل روي يك نامزد اجماع ميكرديم ميتوانستيم در انتخابات پيروز شويم ولي اكنون كه فرصت از دست رفته چارهاي جز اجماع بر سر خاتمي نداريم. اكنون بايد تصميمگيري كنيم و زمان زيادي هم نداريم، زيرا رقباي ما به شدت كار ميكنند. براي اينكه اين بحثها سريعتر جمع شود بايد آقاي خاتمي راضي شود كه بيايد.
يكي از محسنات آمدن آقاي خاتمي بهبود موقعيت فعلی بينالمللي ايران است. امروز متاسفانه يك اجماع نسبی بينالمللي عليه ايران را احساس ميكنيم و حتي كشورهاي دوست ما و دولتهايي كه مدعي رابطه راهبردي با ما بودند، اكنون در رايگيريها بر عليه ما رأي ميدهند. براي نمونه اخيراً بحث عضويت ما در شوراي امنيت بود و ديديم با چه وضعيت و با چه رأيي انتخاب نشديم. توجه به سياست خارجي بر پایه عزت، حکمت و مصلحت در اولويت قرار دارد و براي حل اين مشكل هيچ درماني بهتر از نامزدي آقاي خاتمي نيست. همين اجلاس اخير "دین در دنیای معاصر" در تهران هم نشانگر منزلت ويژه خاتمي در عرصه جهاني بود و جز ايشان كسي نميتوانست بیش از بيست چهره شاخص بينالمللي را براي يك نشست غيرسياسي و غيردولتي به ايران بياورد. به اعتقاد من با آمدن ايشان بهطور طبيعي و بدون آنكه تلاشي كنيم بخش مهمي از مشكلات ما با دنيا حل ميشود، البته رفع بخش ديگري از مشكلات احتياج به پيگيري دارد.
نكته ديگري كه مايلم به آن اشاره كنم اين است آقاي خاتمي همان خاتمي 76 نيست. ايشان علاوه بر تجربه ارزشمند هشتساله در دولت، در طول سه سال گذشته به بازخواني و بازانديشي تجربه اصلاحات پرداختهاند و با همكاري نخبگان فكري و سياسي كشور به نقد عملكرد دولت خود در جلسات هفتگي و ماهيانه متعدد نشستهاند و اكنون با خاتمي سه يا چهار سال پيش هم فرق دارند و در طول سه سال گذشته با فراغ بال بيشتري به اصلاحات و آسيبهاي آن انديشيدهاند. امروز آقاي خاتمي بر روي عملكرد هشتساله دولت اصلاحات و نقاط قوت و ضعف آن تحليل دقيقي دارند و اگر با اين تفكر بيايند قطعاً براي رفع نقاط ضعف، برنامهريزي بهتری خواهند كرد. البته اين بدان معنا نيست كه منش خاتمي تغيير كردهاست. آقاي خاتمي با همين منش نرم و روادارانه خود خاتمي شده است و اتفاقاً حسن آقاي خاتمي هم همين است و اگر بخواهد اين مشي را تغيير دهد ديگر خاتمياي كه اينچنين محبوب است نخواهد بود. البته به نظرم ميتوان با حفظ اين مشي معتدل و نرم، در مواردي نيز برخوردهايي كرد و اگر آقاي خاتمي بيايد بايد در برخی موارد قاطعتر عمل كند. به هر حال حكومت است و رئيسجمهوري شوخي ندارد.
همچنين بايد توجه كرد كه موانع پيش روي نامزدی آقاي خاتمي فقط توسط مخالفان اصلاحات ايجاد نميشود، بلكه در داخل جبهه اصلاحات هم موانعی وجود دارد. چندصدايي بودن و طرح پارهاي سخنان تفرقهزا كه حمل بر تفرق در جبهه اصلاحات ميشود، بهطور طبيعي روي آقاي خاتمي اثر ميگذارد. آقاي خاتمي فردي عاطفي و فرهنگي است و نميخواهد بهعنوان رقيب در كنار شخص ديگري در داخل جبهه اصلاحات قرار بگيرد. بنابراين بايد تلاش شود كه انسجام، وحدت و تفاهم اصلاحطلبان تقويت گردد.
آقاي خاتمي فردي است كه به هر حال دو دوره رئيس جمهور ايران بوده است و امروز هم در مقام رياست مركز گفتگوي تمدنها و بنياد باران فعاليتهاي موثري دارد و اگر بيايد فقط براي تامين مصالح كشور و نظام و مردم خواهد بود. اگر نگاهي فرابخشي و فراملي داشته باشيم ميتوانيم بگوييم كه آمدن آقاي خاتمي نهتنها براي كشور خودمان بلكه براي تشيع و دنياي اسلام هم لازم است و مفید.
مزيت ديگر آمدن آقاي خاتمي، افزايش مشاركت مردم است. مردم الان انگيزه شركت بالايي ندارند و در انتخابات گذشته مجلس شورای اسلامی در تهران تنها حدود 30 درصد مردم شركت كردند كه بسيار نگرانكننده است. آقاي خاتمي به دلايل متعدد ميتواند درصد قابل توجهي از 70 درصد ديگر را به صحنه بياورد. فعال كردن مردم دو نتيجه دارد؛ يكي اينكه مشروعيت نظام افزايش مييابد؛ رئيسجمهوری که در انتخاباتي پيروز میشود كه مثلاً 70 درصد مردم در آن شركت كردهاند در مقايسه با رئيسجمهوري كه در انتخاباتي 40 درصدي راي آورده، هم در داخل و هم در خارج كشور مشروعيت بالاتري خواهد داشت. دوم اينكه با حضور مردم احتمال پيروزي اصلاحطلبان افزايش مييابد چراكه جمعيت خاموش به اصلاحطلبان اقبال بيشتري دارد.
اگر آقاي خاتمي بيايند، بايد تلاش كرد كه اختلاف راي ايشان با رقيبشان افزايش يابد و معنيدار باشد. بنابراين من اقدامات «پويش دعوت از خاتمي» را از اين جهت نيز تاييد ميكنم و براي موفقيت شما دعا ميكنم، انشاءالله كه با انگيزه خيرخواهانه و مثبتي كه براي حل مشکلات كشور و اعتلاي اسلام و كشور داريد خدا به شما توفيق بدهد. كار «پويش» سنگين اما شدني است. من خوشبين هستم و يكي از دلايل اين خوشبيني اين است كه تعدادي از دوستان نزديك ما و افرادي كه به دلايل مختلف مخالف آمدن آقاي خاتمي بودند به تدريج به جمع حاميان نامزدي ايشان پيوستهاند.
نكته ديگري كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه اگر آقاي خاتمي بيايد، خيلي از كساني كه ميتوانند كانديدا باشند و ظرفيت هم دارند در دولت آقاي خاتمي میتوانند حضور داشته باشند و از خدماتشان استفاده شود. من خود میتوانم هزار نفر را نام ببرم كه مديران متدين و كارداني هستند كه نه كندرو بودهاند و نه تندرو و همه آماده همكاري با دولت خاتمي هستند. اما جناح رقيب اين شرايط را ندارد و اين ظرفيت تنها در خدمت آقاي خاتمي است و به نظر من هیچ كانديداي ديگري اين ظرفيت را در اختيار ندارد و اين يك واقعيت است.
به نظرم «پويش دعوت از خاتمي» هم بهتر است بيشتر روي قشر جوان كار كند كه آقاي خاتمي به آنها علاقه ويژهاي دارد و سخن آنها را بيشتر و بهتر ميشنود. «پويش» از طريق فعاليتهای متنوع و سايتاش ميتواند ارتباط جوانان با آقاي خاتمي را نیز مديريت كند، البته بهطور طبيعي، ما نميخواهيم اگر آقاي خاتمي به هر دليلي نيامد توقعات تا حدي بالا رفته باشد كه جوانان گمان كنند ديگر اميدي نيست. خير، اگر آقاي خاتمي نباشد شخص ديگري ميآيد و اين يك واقعيت است. اما به هر حال تمام تلاش خود را براي راضي كردن آقاي خاتمي خواهيم كرد. بايد ضمن كوشش براي آمدن خاتمي و پيروزي او، به گونهاي رفتار كنيم كه اگر خاتمي نيامد جوانان سرد نشوند. چه اصلاحات پيروز شود و چه پيروز نشود، كشور براي ماست. مانند همين دوره چند ساله كه به هر تقدير گذشت. بايد جوانان با نگاه مثبت و اميد به آينده فعال شوند و به صورتي عمل شود كه اگر خداي نكرده آقاي خاتمي نيامد يا در انتخابات شكست خورديم جوانان سرخورده نشوند. به هر حال حركت «پويش» بسيار خوب است و خواهش من اين است كه از افراط و تفريط پرهيز شود. ضربهاي كه در جبهه اصلاحات بر ما وارد آمد به دليل افراط و تفريط بود.
در پايان مايلم تاكيد كنم كه حاميان نامزدي آقاي خاتمي بايد بدانند كه ريسك رأي نياوردن هم هميشه وجود دارد و آقاي خاتمي با اين سابقه و جايگاه بايد با حساب و كتاب دقيق جلو برود و بكوشد با ورود زودتر به ميدان راي خود را افزايش دهد. ما نامزدي بهتر از آقاي خاتمي نداريم و بايد هرچه در توان داريم براي آوردن و پيروزي چشمگيرتر ايشان به كار بگيريم. به اعتقاد من آقاي خاتمي تمام شرايط كانديداتوري رياستجمهوري را دارا است و در مجموع از هر گزينه ديگري بهتر است. البته توانايي بقيه را نفي نميكنم ولي تاكيد دارم كه آقاي خاتمي در مجموع قويتر است.»