پرسش و پاسخ خواندنی یاری با مصطفی تاج زاده: در یک نظام دموکراتیک شاه سلطان حسین نمی تواند به قدرت برسد/رهبری مانع حضور خاتمی نمی شوند
معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات با اشاره به برخی تفسیرهای صورت گرفته از سخنان اخیر رهبر انقلاب گفت:«به نظر من چنین چیزی به چند دلیل صحيح نیست. اولاً چنین اقدامی به این معناست که فرد خاصی از قبل انتخاب شده که مطمئنا نظر مقام رهبری چنين نيست. دوم آنكه مقام رهبری به آقايان کروبی و روحانی گفته‌اند که نه به کسی خواهند گفت در انتخابات رياست جمهوري آينده نامزد شود و نه مانع حضور کسی در انتخابات خواهند شد.» ادامه
روزنامه‌نگاري روي مين؛ موضوع فقط «غزه» نيست
خبر تعطيلي يك نشريه، توقيف يك خبرگزاري يا پيوستن يك سايت اطلاع‌رساني سياسي به خيل سايت‌هاي «فيلترشده» در عين ناخوشايند بودن براي اصحاب رسانه، فعالان سياسي و جامعه ايران، اكنون چند سالي است كه به خبري «معمول» بدل شده است. كار به جايي رسيده كه بسياري از روزنامه‌نگاران و فعالان سياسي خود «پيشاپيش» از احتمال توقيف چند روزنامه محدودشده اصلاح‌طلب سخن گفته و هر آينه در «خوف و رجا»ي از دست دادن شغل و تنها تريبون باقي‌مانده براي ارتباط با جامعه ايران- با كوچك‌ترين لغزشي- روزگار مي‌گذرانند. ادامه
آقای رامین، بگذارید به شما بگویم که
وقتی نامه تان را خواندم شکاف ها و تناقضات منطقی و ادبی فراوانی یافتم. احترام و توهین به شخصیت آقای خاتمی توامان جریان داشت. نیازی به کنکاش در آن نیست چرا که پر واضح است. فقط می توانم از شما خواهش کنم در مقابل آقای خاتمی که هم به لحاظ علمی، هم اجرایی و هم سیاسی و مبارزاتی در نظام جمهوری اسلامی از شما با سابقه تر هستند مودبانه تر سخن بگویید. اما بر آن شدم تا برخی از ایرادات آن نامه را با خوانندگانش در میان بگذارم. ادامه
غزه خونین و ننگ بر پیشانی جهان
جان انسان شرقی برای مجامع بین المللی و قدرت های جهانی چقدر ارزش دارد؟ نخستین سوالی که پس از مرور جنایات هولناک غزه به اذهان متبادر می شود ، همین سئوال است اگرچه کند و کاو و جستجوی ذهن بشر به سبقه ی مثبتی در این زمینه دست نمی باید . حملات جنایتکارانه اسراییل از زمین و هوا به باریکه ی غزه که بلاشک با پشتیبانی و چراغ سبز ایالات متحده آمریکا و مجامع بین المللی انجام شد ، نمونه دیگری است که عدم اهمیت جان و زندگی بشر و بویژه بشر شرقی و مسلمان را بیش از پیش نمایان می سازد . در جهانی که زندگی بشر برای گردانندگان آن فاقد ارزش است ، حقوق بشر چه معنایی می تواند داشته باشد؟ ادامه
احمدي نژاد؛نظام سرمايه داري وحكايت يوزارسيف
چرا نظام لیبرال سرمایه داری غرب تاکنون پا برجا مانده است؟ چرا با همه پیش بینی های صورت گرفته درباره سقوط محتوم این نظام در طول دویست سال گذشته هنوز این سیستم یکی از واقعیت های غیر قابل انکار زمان ماست؟بسیاری از بزرگان اندیشه وفلسفه از مارکس وانگلس گرفته تا لنین ولوکزامبورگ وحتی اقتصادداناني چون مالتوس موعدی را برای مرگ و فروپاشي این نظام در نظر گرفته اند. اما با همه فراز وفرودهاي اين دو سده شاهديم درست در بزنگاهي كه انتظار مي رود پيش بيني ها با واقعيت قرين شود وهمه آماده حضوردر مراسم تدفين آن شوند، اين موجود سخت جان تكاني به خود داده با انرژي وطراوت بيشتر جنب وجوش خود را از سر مي گيرد. ادامه
اصولگرایانی که از «نجات» می ترسند!
اصولگرایانی که در این سه سال هر چه کردند نتوانستند راه خود را از احمدی نژاد جدا کنند و به مردم بگویند که احمدی نژاد وحامیانش اصولگرایانی متفاوت با ما هستند، اینک که سرنوشت خود را گره خورده با او می بینند از منتقد دولت به مدافع تمام قد دولت اصولگرای نهم تبدیل شده اند. اینک که حضور خاتمی در انتخابات حتمی به نظر می رسد اصولگرایان قدرت چشیده که می گفتند قدرت را برای خدمت به مردم می خواهند و نه چیز دیگر، تمام عزم خود را جزم کرده اند که مبادا عرصه خدمت رسانی آنها به مردم از آنان سلب شود و مجبور شوند که بار دیگر به محافل خود باز گردند، مجبور شوند که دوباره در خلوت به دسیسه چینی مشغول شوند و به تخریب و سنگ اندازی در برابر خواسته مردم. ادامه
صفحه اصلی > سرویس خاتمی چه می‌گوید؟
تاریخ انتشار: ١١ آبان ١٣٨٧، ١٦:٣٤
کد خبر: ١٢٦٥ - نسخه چاپی
خاتمی:مردم بايد باور بكنند و بدانند قهرمان خود آنها هستند

هفته گذشته رییس موسسه بین المللی گفت وگوی فرهنگها و تمدنها سفری یک روزه به آلمان داشت و در دانشگاه فرایبورگ با موضوع امتناع یا امکان گفت و گوی میان اسلام و غرب به سخنرانی پرداخت.وی در حاشیه این سفر مصاحبه ای با رسانه های گروهی آلمان داشت.

به گزارش  پایگاه خبری یاری، سید محمد خاتمی در این مصاحبه در پاسخ به پرسش خبرنگاری در خصوص کاندیداتوری او ضمن تاکید مجدد بر اینکه برای بازگشت عملی به سیاست علاقه ای ندارد، اعلام تصمیم نهایی خود  در خصوص آمدن یا نیامدن را به آینده واگذار کرد.

رئیس دولت اصلاحات همچنین در پاسخ به پرسشی در خصوص شروط اعلام شده از سوی او گفت:« يكي از مشكلات جامعه ما اين است كه همواره سعي داشته فرد يا افرادي بيايند و مشكلات را حل كنند. همه تلاش‌ها و شعارهاي من اين است كه بگويم آنكه اصيل است و داراي اعتبار است و آنكه صاحب حق است خود مردم و ملت هستند.»

وی تصریح کرد:«مردم بايد باور بكنند و بدانند قهرمان خود آنها هستند نه اینکه در انتظار قهرماني باشد كه آنها را نجات دهد اگر اين حالت به صورت خودآگاه در ملت ما پيدا شود هيچ چيز نمي‌تواند آينده و سربلندي و پيشرفت اين كشور را تهديد كند.»

خاتمی ادامه داد:« آنچه كه براي من مهم بوده و هست اين است كه انتخابات درست انجام شود و گزينه‌هاي مختلفي كه گرايش‌هاي مختلف دارند حضور داشته باشند و مردم بتوانند با دست باز انتخاب كنند و انتخابات با آزادي انجام شود و تضمين اينكه راي مردم تعيين‌كننده است.»

رئیس موسسه گفتگوی تمدنها همچنین در پاسخ به سئوال خبرنگاری در خصوص رابطه سیاست خارجی ایران بعد از انتخابات ریاست جمهوری، ضمن ابراز امیدواری بر تغییر سیاست خارجی در ایران و همچنین در کشورهای دیگر  به ارتباطات موثر ایران با کشورهای اروپایی در دوران اصلاحات که بر پایه احترام متقابل بنا نهاده شده بود را یادآور شد.

وی همچنین گفت:«در آن زمان حتي با آمريكا نيز  که از او لطمه های بزرگی خورده ایم گام‌هاي مثبتي برداشته شد. در دوره من و آقاي كلينتون هر دو طرف مي‌خواستيم در مسير رفع سوءتفاهم و نزديكي بيشتر گام برداريم البته ما اصول و مواضعي داشتيم كه به هيچ‌وجه حاضر نبوديم آنها را زيرپا بگذاريم.»

رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین در پاسخ به این پرسش که دوست دارد چه کسی رئیس جمهور آینده آمریکا شود، اظهار داشت:«دوست دارم كسي رييس‌جمهور شود كه قدر ملت آمريكا را اهميت نقشي كه آمريكا مي‌تواند در سرنوشت بشر داشته باشد بداند. من خواستار دولتي هستم كه همانطور كه قانون اساسي آمريكا خواسته نه تنها نماينده آزادي ملت آمريكا بلكه داراي رسالت براي كمك به آزادي و پيشرفت همه دنيا باشد نه كشوري كه براي كشور‌هاي صنعتي به عنوان برادر بزرگ و براي همه دنيا به عنوان سركوب‌گر ايجاد رعب وحشت و خسارت بكند.»

به گزارش روابط عمومی موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها متن کامل این مصاحبه بدین شرح است:

 

** مدرن، مدرنيسم را در ايران چگونه مي‌بينيد؟ آيا مدرن يك نوع مقدمه بين مدرنيسم و تجدد است؟

امروز در محافل مختلف صحبت از بازگشت دين به عرصه است و عمق اين پديده را اين‌طور توجيه مي‌كنند كه دنياي مدرن از جنبه معنوي حيات انسان غفلت كرده است و با وجود دستاوردهاي بزرگي كه در عرصه اجتماعي، علمي، صنعتي و تكنيكي داشت از نظر معنوي، اجتماعي جوامع مدرن دچار مشكل شدند و جوامع به صورت طبيعي به سوي پر كردن اين خلاء با بازگشت به دين و معنويت در حرکت هستند. اما يك نگراني از بازگشت دين وجود دارد و آن نگراني اين است كه تجربه‌اي كه انسان غربي در قرون وسطي از حاكميت دين داشت باز هم تكرار شود به خصوص آزادي انديشه، آزادي فكر و آزادي سياسي كه حاصل دنياي مدرن بود و در قرون وسطي در محدوديت قرار داشت دوباره لطمه ببيند البته دينداران و متفكران ديني هم با دنياي جديد تعبيرها و تفسيرهاي تازه از دين كرده‌اند و بنابراين ما احساس مي‌كنيم يك نوع تفاهم و سازش ميان جنبه‌هاي مثبت مدرنيته و نيز معنويتي كه خلاء آن مشكلاتي را ايجاد كرده دارد پديد مي‌آيد به خصوص دو، سه مساله سلب شده است كه مدرنيته متواضع‌تر از قرن های 18 و 19 شود ؛ يكي حملات شديدي است كه پست‌مدرن‌ها به مدرنيته وارد كرده‌اند و آنها را به تامل واداشته‌اند كه درباره اصول خود تفكر بكند و از آن مطلق‌گرايي قرن 18 فاصله بگيرد.

دوم مشكلاتي كه در دنياي مدرن و خارج دنيا ايجاد شد ، مدرنيته را به تامل واداشت و متواضع‌تر كرد. ما شاهد دو گونه مشكل در عرصه اجتماعي و طبيعي هستيم كه حاصل دنياي مدرن است يكي استعمار است كه البته شما غربي‌ها نمي‌توانيد تصور درستي از استعمار داشته باشيد، ما كه تازيانه استعمار را خورده‌ايم مي‌فهميم استعمار چه مشكلاتي برايمان داشته است. دوم تخريب وسيع محيط‌زيست است به‌طوري كه زندگي را براي همه مشكل كرده است سوم تسلط تكنيك بر زندگي انسان، زندگي را براي انسان تنگ كرده است.

بنا بود تكنيك ابزاري در دست انسان باشد ولي بسط و تعميق آن در دنياي امروز سبب شده است كه انسان ابزاري در دست تكنيك باشد. شما آلماني‌ها مي‌توانيد در افكار كساني مثل هايدگر تصوير وحشتناكي كه از اين مساله است ببينيد بنابراين مدرنيته احساس مي‌كند به يك نوع معنويتي نياز دارد كه غيبت او سبب اين مشكلات در جامعه شده است و من فكر مي‌كنم اصيل‌ترين و كارآمدترين معيارهاي معنوي و اخلاقي در اديان ابراهيمي و به‌خصوص اسلام وجود دارد فكر مي‌كنم در آينده شاهد دنيايي خواهيم بود كه از مزاياي دنياي مدرن برخوردار است و نيز گرايش بيشتر معنوي و حتي ديني خواهد داشت.

وضع ما در دنياي اسلام و جهان سوم كمي متفاوت با شماست. من معتقدم كه اسلام گرچه احیانا از آن توسط حكومت‌هاي مستبد و گرايش‌هاي مرتجع سوء‌استفاده شده اما در عمق جوامع اسلامي مردم هميشه اسلام را در كنار خود و در مقابل مستبدان و استعمارگرايان احساس كرده‌اند و حتي در دوران‌هاي جديد ما تلاش بسياري از متفكران بزرگ مذهبي را ديده‌ايم كه به تبيين معيارها و ارزش‌هاي بشري دنياي مدرن مثل آزادي، پيشرفت، علم، عدالت، حقوق انسان از زبان اسلام پرداخته و انديشه‌هاي جالبي عرضه داشته‌اند و مردم اين‌طور به اسلام نگاه مي‌كنند شما مي‌بينيد در ايران مردمي‌ترين انقلابي كه در دوران جديد داريم براساس اسلام و با دعوت اسلام تحقق پيدا كرده است و همين انقلاب ديني بود كه استبداد وابسته به بيگانه را كه عرصه را بر زندگي مردم تنگ كرده بود از صحنه بيرون كرد.

دين اسلام در جنبه مثبت پيشنهاد جمهوري اسلامي را كرد دين اسلام بسيار متفاوت است با اسلامي كه در همسايگي ما بود و به صورت نادرستي بینش غلط خود را به نام اسلام تحميل مي‌كرد يعني گونه‌اي تفكرات بسته حقوق اساسی  انسان را به رسميت نمي‌شناخت و نسبت به زنان، مردان تصمیم روا می داشت .این دو اسلام با هم تفاوت دارند.

ما ممكن است در مقام عمل مشكلاتي داشته باشيم ولي اين هيچ وقت به اين معنا نيست كه مردم از دين رويگردان شده‌اند اگر هم انتقادي هست، گاهي انتقاد اين است كه چرا تفسير غلط از دين مي‌شود و چرا رفتارهاي نادرست به دين نسبت داده مي‌شود.

من معتقدم هنوز هم تفكر دين و مذهبي البته تفكر روشن بينانه‌اي كه نسبت به اسلام است و در جريان‌هاي حركت‌هاي روشنفكري در 100 سال گذشته بروز داشته است هنوز قوي‌ترين عامل در جامعه ايراني است.

شما از اسلام سياسي نام برديد، اسلام سياسي است يكي از تفاوت‌هاي ميان اسلام رسميت همين است منتهي كدام سياست؟! سياستي كه به دموكراسي اعتقاد دارد ، براي زنان حقوق تامل است به آزادي‌هاي اساسي احترام مي‌گذارد. خواستار ثروتمند شدن جامعه است در عين حالي كه عدالت بر آن حاكم باشد و اینکه  مبناي سياست اخلاق باشد كه متاسفانه امروز در دنيا فقدان اخلاق در سياست فاجعه‌بار بوده است ما اين اسلام سياسي را قبول داريم. ممكن است ديدگاه‌هايي وجود داشته باشد كه با اين معيارها سازگار نباشد ؛ معتقدم در متن انقلاب ما اين اسلام بود و در عمق وجدان مردم ما هم همين اسلام است و معتقدم كساني كه چنين اسلامي را قبول داشته باشند آينده‌دار هستند. اگر كساني خلاف اين فكر مي‌كنند در نهايت شكست خواهند كرد.

***آقاي دكتر خاتمی آيا به زودي شاهد اين خواهيم بود كه شما خودتان را براي انتخابات آينده كانديدا كنيد؟

فكر مي‌كنم اين مساله جزيي است و داخلي است و مربوط به داخل ايران مي‌شود، اجازه بدهيد جلسه‌مان را با اين بحث‌ها مشغول نكنيم؛ البته فقط اين را بگويم از نظر شخص به هيچ‌وجه علاقه‌مند نيستم بازگشت عمل به سياست داشته باشم ولي اينكه چه خواهد شد آن را مي‌گذاريم براي آينده تا ببينم چه تصميمي خواهيم گرفت.

***اگرچه فرموديد مساله كانديداتوري شما به ايران مربوط مي‌شود در عين حال مساله جهاني هم هست چون ايران در سياست بين‌المللي نقش مهمي دارد و الان هم مي‌خواهند بدانند خاتمي مي‌آيد يا نمي‌آيد بنابراين اجازه دهيد با توجه به اینکه جسارت هم جز طبيعت خبرنگاران است مجدد تكرار بكنم شما در جايي فرموده بوديد بنا به دو شرط حاضريد در صحنه انتخابات شويد آيا اگر اين شروط به‌طور نسبي واقعيت پيدا كند حاضريد چنين وظيفه ديني - مذهبي و در چنين برهه خطرناكي و مشكل كه ايران با آن روبه‌رو است انجام دهيد؟

من دو نكته را عرض مي‌كنم. يكي اينكه يكي از مشكلات جامعه ما اين است كه همواره سعي داشته فرد يا افرادي بيايند و مشكلات را حل كنند. همه تلاش‌ها و شعارهاي من اين است كه بگويم آنكه اصيل است و داراي اعتبار است و آنكه صاحب حق است خود مردم و ملت هستند مردم بايد باور بكنند و بدانند قهرمان خود آنها هستند نه اینکه در انتظار قهرماني باشد كه آنها را نجات دهد اگر اين حالت به صورت خودآگاه در ملت ما پيدا شود هيچ چيز نمي‌تواند آينده و سربلندي و پيشرفت اين كشور را تهديد كند .

دوم آنچه كه براي من مهم بوده و هست اين است كه انتخابات درست انجام شود و گزينه‌هاي مختلفي كه گرايش‌هاي مختلف دارند حضور داشته باشند و مردم بتوانند با دست باز انتخاب كنند و انتخابات با آزادي انجام شود و تضمين اينكه راي مردم تعيين‌كننده است؛ من همواره روي اين مسايل تكيه داشته‌ام و هر كاري از دستم برآمده‌ كرده‌ام و الان هم معتقدم بايد به انتخابات پرشور با حضور مردم و با قدرت انتخاب‌گري متنوع مردم بيانديشم . اميدوارم شاهد انتخابات پرشور با حضور مردم و برخوردار از معيارهاي قابل قبولي كه براي ملت ما مفيد است باشيم.

***جناب خاتمی چرا به فرايبورگ مي‌آييد و به برلين نمي‌آييد؟ چه نقشي مي‌توانيد انجام دهيد اين هماهنگي بين اصفهان و فرايبورگ تامين شود؟
البته من سفرهاي قبلي هم به آلمان داشته‌ام از جمله سفر رسمي من به آلمان .مفصل در برلين هم بوديم باز هم بعد از رياست‌جمهوري سفر ديگري داشتيم كه هم به برلين رفتیم و هم به هامبورگ  .

دوستان ما در فرايبورگ از چند سال پيش لطف كردند و از من تقاضا داشتند سفري به اينجا داشته باشم، متاسفم كه چرا زودتر به فرايبورگ نيامدم.
اصفهان از برجسته‌ترين شهرهاي فرهنگي ماست، خوشحالم با تلاش آقاي دكتر صلواتي مساله خواهرخواندگي فرايبورگ و اصفهان به تاييد دو طرف رسيد و فكر مي‌كنم ارتباطات و روابط ميان دو شهر و ميان دانشگاهي و تبادل دانشجو ومحققان ميان دانشگاه‌هاي اصفهان- فرايبورگ مسير خوبي را طي كرده است.

در اين چند سال ده‌ها برنامه برنامه خوب فرهنگي متنوع چه در ايران از سوي فرايبورگ و چه در فرايبورگ از سوي ايران برگزار شد.
باز هم اگر كاري از دست من براي تقويت اين روابط ساخته باشد كوتاهي نخواهم كرد.

***آيا تنها اين وضع فرايبورگ، اصفهان هست؟ آيا مردم ايران به آن اهميت مي‌دهند؟

معتقدم خيلي بيشتر از اين مي‌شود ميان ملت، فرهنگ، تمدن‌هاي ما ايجاد رابطه مستمر و قوي‌تر داشت . متاسفانه بعضي مسايل سياسي مانع مي‌شود آن طوري كه شايسته است در اين زمينه‌ها پيشرفت داشته باشيم. طبعا به ميزاني كه روابط سياسي نزديك‌تر، بهتر و گسترده‌تر باشد زمينه براي اين روابط فرهنگي و علمي و اجتماعي هم بيشتر فراهم مي‌شود.

ارتباط ميان فرايبورگ اصفهان به طور خاصي بيشتر جنبه سمبوليك دارد يعني اين دو شهر از شهرهاي ديگر شايد بتوانند نماينده فرهنگ و تمدن هر طرف باشند. نظير اينها بين شهرها و موسسات ديگر هم مي‌تواند برقرار شود.

***به نظر شما چه چيز بعد از انتخابات آينده رياست‌جمهوري اگر انتخابات ديگري دارد در سياست خارجي چه نسبت به ايران و چه نسبت به جهان در چه زمينه‌هايي بايد تغييراتي دارد؟

اميدوارم شاهد تحولاتي در عرصه جهاني باشيم نه تنها  ايران.

در دهه گذشته آنچه بر عالم و آدم حاكم بود بسيار نگران‌كننده بود شما مي‌دانند كه سياست من سياست تنش‌زدايي و اعتمادسازي بود ما نه‌تنها با همسايگان روابط بسيار خوبي برقرار كرديم سوءتفاهمات را رفع كرديم. در دنيا هم گام‌هاي مهمي برداشتيم.

نمونه‌اش ارتباطاتي بود كه بنده با كشورهاي اروپايي داشتم استقبالي كه آنها مي‌كردند و احترام متقابلي كه به همديگر داشتيم حتي با آمريكا نيز گام‌هاي مثبتي برداشته شد. ما از آمريكا لطمه‌هاي بزرگي خورده‌ايم. آمريكا سياست بسيار بدي در ظرف نيم قرن گذشته در قبال ما اعمال كرده است. كودتا، حاكميت بر سرنوشت اقتصادي، سياسي، نظامي و فرهنگي ايران، تبديل ايران به ژاندارم خودش در منطقه، حمايت يكي از سيستم‌ها در رژيم‌هاي مستبد و فاسد و بعد از انقلاب هم تحريك‌ها و رفتارهايي كه بسيار اين سوءتفاهم‌ها را بيشتر كرد. طبعا در ايران هم عكس‌العمل‌هايي بود كه لازمه انقلاب بود و طبعا بدبيني‌ها را در آمريكا قوي كرد اما مي‌توانست اين مسايل تداوم پيدا نكند. در دوره من و آقاي كلينتون هر دو طرف مي‌خواستيم در مسير رفع سوءتفاهم و نزديكي بيشتر گام برداريم البته ما اصول و مواضعي داشتيم كه به هيچ‌وجه حاضر نبوديم آنها را زيرپا بگذاريم. تشنج‌زدايي به معني دست برداشتن از اصول و منافع ملي نبود ولي فكر مي‌كنم حتي در دوران‌هاي كلينتون بدترين تحريم‌ها بر ما تحميل شد بعد از روي كار آمدن نومحافظه‌كاران كه وضع ما بسيار بدتر شد. اولين گامي كه برداشته شد ايران را به عنوان محور شرارت معرفي كردند. آن هم وقتي كه اگر تفاهم و سياست ايران نبود آمريكا در افغانستان، مشكلات بسيار بزرگي روبه‌رو مي‌شد.

بعد هم مسايل اشغال عراق، اشتباهات بزرگ ديگري كه پيش آمد. اين سياست‌ها سبب شد افراط‌گرايي و خشونت‌گرايي نه‌تنها اين بين نرود بلكه تقويت شود. 10 سال است دنيا در وضعيت بدي به سر مي‌برد شايد خود آمريكايي‌ها كمتر از ديگران هزينه پرداخت نكرده باشند. در اين مدت صدها ميليارد دلار از درآمدها و ماليات مردم آمريكا صرف بلندپروازي‌هاي آمريكا شد؛ بدون اينكه با تروريسم و خشونت بتوانند مبارزه كند. صدها هزار نفر از عراق و افغانستان قرباني اين سياست غلط شدند. هزاران نفر از جوانان آمريكايي قرباني بلندپروازي توسعه‌طلبي‌هاي آمريكا شدند و افراط‌گرايي در منطقه ما با اين سياست‌ها تقويت شد.

اميدوارم كل اين مسايل تغيير پيدا كند و با اين هزينه‌اي كه آمريكايي‌ها پرداخته‌اند بتوانند در انتخابات آينده کاری كنند كه ما شاهد حكومت و وضعيت بهتري بر جوامع بشري باشيم. مطمئن باشيد اگر انعطاف، انصاف و عدالت مبناي كار حكومت‌هاي آمريكايي قرار بگيرد ما شاهد كاهش بحران، تضعيف افراط‌گرايي و خشونت و نيز برقراري روابط صلح آمیز ميان ملت‌ها خواهيم بود. اميدوارم همه‌جا خرد،انصاف و عدالت حاكم شود.

***شما هشت سال رييس‌جمهور بوديد آيا تصورتان اين است اگر دوباره اين وضعيت را عهده‌دار شويد بتوانيد كار‌هايي كه در آن چند سال موفق به انجام آن نشديد انجام دهيد؟ مشكلات آن موقع و قوانين كه عرض كرديد براي اينكه دستتان باز شود براي انجام وظايف  آيا با وضعيت فعلي شوراي نگهبان و سايرمسائل آيا تصور مي‌كنيد دستتان بازتر خواهد شد؟

بگذاريد مسايل داخل ايران در داخل ايران مورد بحث قرار بگيرد.من هم در ايران به تناسب صحبت‌هايم را كرده‌ام و مي‌كنم.اميدواريم همواره دركنار ملت و تلاشگر براي بيداري و ملت و دفاع از اصول و آرمان‌هاي انقلابي و ملي باشم.

***گفتيد دين دو وجهه دارد، وجهه آزاديخواهي، و جهه استبدادگرايي؛ اصول آزاديخواهي در اين نوع تفكر دين كه شما مي‌خواهيد چيست؟

اصلا معتقد نيستيم دين دو وجهه دارد. يكي استبدادگرايي و ديگر آزاد‌يخواهي! البته ديكتاتور‌ها، مستبدين، ضايع‌كنندگان حقوق انسان‌ها از دين هم سوءاستفاده كرده‌اند و اينجا معتقدم خود دين هم مثل انساني كه مورد ستم قرار گرفته مظلوم است مگر مي‌شود ديني كه مي‌گويد فقط باید پرستش زيبايي مطلق، عدالت مطلق، خير مطلق، حكمت مطلق كنيم استبداد سياسي و اجتماعي را مورد تاييد قرار دهد؟

معتقدم حقيقت دين نه به آن صورت‌هايي كه در تاريخ پياده شده اصلا فراخوان به آزادي و آزادگي انسان بوده است البته قدرتمندان و اقتدارگرايان از همه چيز سوء‌استفاده كرده‌اند؛ از دين، هنر، علم و حتي از انسان، آزادي و  حقوق آن سوء‌استفاده كرده‌اند ما نه تنها بايد تلاش كنيم انسان را از سلطه خودخواهان، اقتدارگرايان، افراط‌گرايان، خشونت طلبان نجات دهيم بلكه بايد بكوشيم دين، انسان، حقوق بشر و آزادي را از اينكه مورد سوء‌استفاده اينها قرار گيرد نجات دهيم.كساني هستند كه اين ديدگاه  را قبول ندارند و ما مشغول مبارزه‌ايم.

***دوست داريد چه كسي در آمريكا رييس‌جمهور شود؟

دوست دارم كسي رييس‌جمهور شود كه قدر ملت آمريكا را اهميت نقشي كه آمريكا مي‌تواند در سرنوشت بشر داشته باشد بداند. بخواهيم و نخواهيم آمريكا كشور بزرگي است و كشور‌ی است كه بخش عمده‌اي از ملتش براي آزادي و دموكراسي تلاش كرده‌اند. ثروتمند‌ترين و پيشرفته‌ترين كشور دنياست اگر كساني نماينده اين ملت باشند كه بكوشند تا با اين امكانات و عظمت در خدمت همه بشريت باشد و نه سركوبت بخش‌هايي از بشريت ما دنياي بهتر خواهيم داشت.

من خواستار دولتي هستم كه همانطور كه قانون اساسي آمريكا خواسته نه تنها نماينده آزادي ملت آمريكا بلكه داراي رسالت براي كمك به آزادي و پيشرفت همه دنيا باشد نه كشوري كه براي كشور‌هاي صنعتي به عنوان برادر بزرگ و براي همه دنيا به عنوان سركوب‌گر ايجاد رعب وحشت و خسارت بكند.

اميدوارم ملت آمريكا در اين انتخابات هم انتخاب درستي را انجام دهد.

***در چند ماه پيش ميان روشنفكران اسلامي و همچنين روحانيون بحثي در گرفته بود كه آيا قرآن وحي خداوند است يا الهام خداوند. اين بحث مسلم است كه نتايج سياسي هم دارد كه اگر كلام خدايي است براي هميشه و همه عرصه‌ها داراي اعتباري است كه در قرآن مقدس احكامش نوشته شده و به محمد (ص) الهام شد. يك حالت نسبي به خود مي‌گيرد خيلي‌ها راجع  به اين مساله موضع گرفته‌اند. هيچ جا موضع جنابعالي را در اين مورد نخواندم خيلي دلم مي‌خواست بدانم بعد از اين حرف‌ها لغت كافر براي آقاي سروش درست است ؟

اولا فكر نمي‌كنم كسي آقاي سروش را تکفیر كرده باشد . دكتر سروش يكي از متفكران نامدار زمان ماست. دوم اينكه اين بحث بحث تازه‌اي نيست، در طول تاريخ اسلام دیدگاههای مختلف در اين زمينه وجود داشته متفكران، فيلسفان بحث‌هایي دراین زمينه داشته‌اند من معتقدم هم محتواي قرآن وحي است و هم آنچه هست كلام خداست  آنچه گفته شد آن مشكلي كه شما گفتيد طور ديگري قابل حل است اگر بگويیم وحي الهي به اين معنا نيست تمام آنچه در قرآن آمده براي همه زمان‌ها، مكان‌ها و انسان‌ها بايد عينا اجرا شود چنين نيست. ما اجماع بين همه مسلمانان داريم که قرآن ناسخ و منسوخ دارد يعني آيه‌اي بوده است و در زمان خود پيغمبر از اعتبار اجرايي افتاده بعلاوه سياسي از احكام و مسايلي كه هست براي حل مشكلاتي بوده كه در آن زمان و مكان وجود داشته . اين به اين معنا نيست اگر زمان و مكان عوض شد باز هم عينا همانها مي‌تواند اجرا شود.

فكر مي‌كنم مساله‌اي كه گفته شد زمان و مكان دو عنصر تعيين‌كننده در اجتهاد اسلامي هستند؛ اجتهاد اسلامي اگر وجود داشته باشد بسياري از مسايلي كه متعلق به زمان ماست و احكام خاص خود را مي‌طلبد كه متعلق به زمان‌هاي گذشته بوده و زمانش عوض شده  همه اينها قابل اجتهاد كرده اسلامي است.
اگر بگوييم قرآن آمده عقل انسان را تعطيل كند هم جفای به انسان كرده‌ايم و هم جفای به اسلام و قرآن و پیامبران براي تقويت عقل انسان و به كار بستن عقل انسان آمده‌اند و حتي خود قرآن را با عقل انسان بايد فهميد.

يك ديدگاه داريم كه مي‌گويد دين آمده است تا انسان را از عقل بي‌نياز كنم كه ديدگاه غلطي است ؛ديدگاه ديگر مي‌گويد خدا رقيب انسان است مثل اينكه اگر انسان آزاد باشد جاي خدا را تنگ مي‌كند! نه، خدا آمده است تا انسان آزاد و خردمند زندگي كند و اين ديدگاه‌هاست كه بايد عوض شود.

تاریخ انتشار: ١١ آبان ١٣٨٧
ساعت: ١٦:٣٤
کد خبر: ١٢٦٥
بنر ما را درسایت خود قراردهید